• چطور شد که به داستان نویسی روی آورید؟ ** از دوران دانشجویی فعالیت مطبوعاتی داشتم، از زمان تحصیل در مقطع دبیرستان به سینما علاقه مند بودم. کارهایی انجام می دادم که عمدتا غیر حرفه ای بود. بعد از فارغ التحصیلی و پایان خدمت سربازی به تهران آمدم و با موسسه کارنامه و کارگاه های داستان نویسی آشنا شدم. چهار سال پیش در کارگاه داستان امیرحسن چهل تن شرکت کردم و تا امروز هم ارتباط ما ادامه دارد.
• کتاب "آویشن قشنگ نیست" را چه وقت چاپ کردید و کاندیدای چه جوایزی شد؟ ** این کتاب آذرماه سال 87به چاپ رسید. تا الان کاندیدای دو جایزه «روزی روزگاری» و «گام اول» شده است. سه جایزه دیگر هم بعد از این در پیش است: جایزه گلشیری، جایزه منتقدین و دیگری مهرگان.
• کتاب جدیدی در دست چاپ دارید؟ ** بله مجموعه داستان جدیدی هم به نام قناری باز برای چاپ به انتشارات چشمه سپرده ام.
• آیا در مجموعه «آویشن قشنگ نیست» مجبور به سانسور شده اید؟ ** این مجموعه متشکل از 7 داستان بود که با نظر وزارت ارشاد یکی از داستان ها حذف شد. در داستان های دیگر مجموعه هم کلمات، جملات و پاراگراف هایی طبق نظر ارشاد حذف شد.
• پرداختن به فعالیت هایی همچون داستان نویسی در میان جامعه دندانپزشکی چندان مرسوم نیست، چرا؟ ** این موضوع درمیان دندانپزشکان عمومیت ندارد. دندانپزشکان فعالیت اجتماعی زیادی ندارند شاید به خاطر حرفه پر استرس و خسته کننده ای که دارند و وام هایی که در شروع فعالیت می گیرند و مجبور به جبران آن هستند. اما من سعی می کنم با نوشتن این درگیری ها را از خودم دور کنم.
• همکاران دندانپزشک درباره کار نویسندگی شما چه می گویند؟ ** از من می پرسند که این همه وقت از کجا پیدا می کنم و من جوابی برایشان ندارم.من مجموعه داستانم را درست در مقطعی از زمان نوشتم که صبح و بعدازظهر در مطب هم کار می کردم. در راه بازگشت به خانه به موضوعاتم فکر می کردم و در هر فرصتی که به دست می آمد می نوشتم. در طول شش سالی که وبلاگم را به راه انداخته ام هر دو سه روز یکبار آن را به روز می کنم و به همین دلیل مجبورم همیشه به موضوعات صنفی، سیاسی و اجتماعی پیرامونم فکر کنم.
• من می خواهم بدانم آیا ماجراهای مطب دندانپزشکی شما در جنوب تهران هم سوژه برای نوشتن بوده است؟ این سوالی است که دوست دارم از همه پزشکان نویسنده مثل دکتر اصغر الهی (نویسنده و روانشناس) هم بپرسم؟ **ما در جامعه پزشکی نویسنده هایی داشته ایم مثلا در روان شناسی دکتر ساعدی و در گروه پزشکی بهرام صادقی را داشته ایم. دکتر اصغر الهی را هم حالا در روانشناسی داریم. کسی گفته است که از هر پزشک بعد از پنج سال کار مداوم نویسنده خوبی در می آید. مطمئنا فضای کارم در جنوب تهران برای پیدا کردن ایده و پرداختن آن کمک می کند. چیزی که باعث تعجب اطرافیانم می شود این است که می گویند چرا اینقدر با بیمارانت حرف می زنی، ولی همه این صحبت ها به نویسندگی و وبلاگ نویسی من کمک می کند.
• تا به حالا داستانی نوشته اید که فضای آن مطب دندانپزشکی باشد؟ ** نه تا به امروز ننوشته ام.
• ارتباطتان با انجمن دندانپزشکی ایران چگونه است؟ ** بیشتر در زمان های نزدیک به برگزاری کنگره سالانه به انجمن سر می زنم و دوست دارم هر کاری از دستم بر می آید انجام دهم.
• به نظر شما تشکلی مثل انجمن دندانپزشکی ایران چگونه می تواند به رفع مشکلات این قشر و مسایل دندانپزشکی کشور کمک کند؟ ** یکی از موضوعاتی که انجمن می تواند بر آن تمرکز کند «بیمه دندانپزشکی» است. بحثی قدیمی و پرحاشیه. مشکل دیگری که جامعه دندانپزشکی به خصوص در شهرهای کوچک با آن روبرو هستند فعالیت دندانپزشکان تجربی و غیر حرفه ای است. در دوران خدمت سربازی که در شمال کشور بودم در حالی که دو دندانپزشک در آن شهر مشغول به کار بودند هفت دندانپزشک تجربی به طور قانونی و غیرقانونی کار می کردند. حتی کسی آنجا بود که با موتور در روستاها می گشت و دندان می کشید. مشکل دیگر تعداد زیاد دندانپزشکان جدیدی است که فارغ التحصیل می شوند و نمی توانند به راحتی کاری پیدا کنند و باز شاهد هستیم که بدون نگاه کارشناسی دانشکده های جدید دندانپزشکی تاسیس می شوند.این افزایش فارغ التحصیل به دندانپزشکی کشور لطمه زیادی می زند.
• شما چرا در جنوب تهران مطب زده اید؟ ** ضمن این که باید بگویم حالا به محیط کارم خو گرفته ام نمی توانم از درآمد مکفی حرفی نزنم.
• یعنی از نظر درآمد داشتن مطب در جنوب تهران بهتر از شمال شهر است؟ ** تفاوت هایی دارد، البته نه خیلی زیاد. برای یک دندانپزشک با سابقه زیاد که در محیط کارش شناخته شده تفاوت چندانی ندارد، اما می توان گفت تعداد بیماران در مطب های جنوب شهر بیشتر است که البته آنجا هم مشکلات خاص خود را دارد.
• سازمان های دیگر مرتبط با نظام سلامت چه نقشی در کاهش مشکلات دندانپزشکی دارند؟ ** به نظر من یکی از سازمان های مهم نظام پزشکی است که می تواند به شکل مستقیم به این موضوعات بپردازند. اما این سازمان در حال حاضر چندان نقش مستقلی ندارد و همیشه گرفتار گروه های سیاسی می شود و از دغدغه های صنفی باز می ماند، همیشه هم همینطور بوده است. در حال حاضر هم هیات مدیره سازمان که می تواند متولی موضوع بیمه باشد چندان به این موضوع فکر نمی کند البته فعالیت های خوبی مثل بیمه تکمیلی و بیمه پزشکان انجام شده اما بیمه دندانپزشکی به دلیل هزینه بر بودن فراموش شده است.
• فکر می کنید گسترش پوشش بیمه دندانپزشکی به حل مشکلات دندانپزشکی کمک می کند؟ ** تا حدود زیادی بله، الیته نمی توان انتظار داشت همه درمان های دندانپزشکی شامل بیمه شود اما در حال حاضر پوشش بیمه در این بخش بسیار محدود است، در بسیاری از کشورها این بیمه وجود ندارد.کسانی که مخالف این بیمه هستند هم به کشورهایی مثل کانادا که بیمه دندانپزشکی ندارد استناد می کنند در حالی که وضعیت جامعه ما با جامعه کانادا فرق می کند.
• برگردیم به داستان نویسی. آیا شما هم نوشتن داستان کوتاه را پیش درآمدی برای رمان نویسی می دانید یا این که داستان کوتاه را یک اثر مستقل می بینید؟ **ساده ترین راه وارد شدن به عرصه رمان همین است نه در این حد که داستان کوتاه را نادیده بگیریم. از دیدگاه من رمان شکل متعالی نویسندگی است. من هم نوشتن رمان را در کنار داستان کوتاه آغاز کرده ام و در حال نهایی کردن رمانم هستم. دو سال برای آن تحقیق کرده ام و نوشتن آن تا امروز یکسال به طول انجامیده است.
• موضوع آن چیست و چه وقت به چاپ می رسد؟ ** تم سیاسی دارد و فکر می کنم در حال حاضر قابل چاپ نباشد.
• آیا شما هم این نظر را قبول دارید که با استرس ها و سرعت قرن بیستم دیگر زمان خواندن و نوشتن رمان های خیلی بلند به سرآمده است؟ ** در داستان نویسی کوتاه با یک هفته فکر کردن ممکن است داستان به نتیجه برسد ولی برای رمان نویسی نیاز به تحقیق حرفه ای داریم البته اگر رمان عامه پسند باشد مثل کتاب هایی که به چاپ پنجاهم می رسند، فقط کافی است به احساسات مردم توجه کنی ولی در یک اثر جدی به تحقیق عمیق نیاز داریم.باید خیلی از آدم ها را از نزدیک دید با صاحبان برخی مشاغل صحبت و واژه های آنان را پیدا کرد. من هم موافقم که زندگی امروز یک زندگی سریع است و حضور اینترنت و تلویزیون، جامعه ای با فرهنگ فست فودی به وجود آورده است. این اجتناب ناپذیر است و داستان نویسی معاصر باید تا حدودی از آن تبعیت کند. الان متاسفانه دیگر کسی کلیدر 10 جلدی را نمی خواند.
• شما رمان می خوانید؟ ** بله من همیشه رمان می خواهم. هفته ای یک یا دو کتاب می خوانم که غالباً رمان و مجموعه داستان هستند.
• و آخرین اثری که خوانده اید؟ ** کتاب «زنده ام که روایت کنم» نوشته گابریل گارسیا مارکز و رمان «گفتگو در کاتدرال» نوشته ماریوبارگاس یوسا.
• آثار ایرانی چطور؟ ** می توانم بگویم پیشرو ترین نویسنده ایرانی از نگاه من صادق هدایت است کسان دیگری که می توانم نام ببرم محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری، امیر حسن چهل تن، عباس معروفی و غزاله علیزاده هستند.
• نوشتن یک داستان چطور برای شما اتفاق می افتد چه روندی را طی می کنید تا یک اثر را به مرحله نهایی برسانید؟ ** من به الهام شدن داستان اعتقاد ندارم. این اولین چیزی است که از استادم آموخته ام. درباره این موضوع در جامعه ما زیاده روی شده، به نظر من تا وقتی فکر نکنی یک اثر مستحکم به وجود نمی آید. برای من پیش آمده که داستانی بنویسم که در همان یک جلسه تمام شود ولی معمولا وقتی داستانی به مرحله نهایی می رسد یک هفته روی آن کار کرده ام و یک ماه بعد وقتی از فضای داستان جدا شده ام با یک فاصله دوباره آن را بازنویسی می کنم. بعد داستان را به آقای چهل تن می دهم که بخواند و اظهار نظر کند. دوستان داستان نویسی هم دارم که هر هفته دور هم جمع می شویم و داستان هایمان را می خوانیم. گاهی با یک اظهار نظر درست ممکن است همه داستان عوض شود.
• دوست دارید درباره چه موضوع هایی بنویسید؟ ** درباره جنگ. «آویشن قشنگ نیست» هم تم جنگ دارد. البته برخی می گفتند تم های دیگری هم دارد. به هر حال نمی توانم خودم را از اوضاع سیاسی جامعه دور کنم.
• موضوع رمانتان چیست؟ ** در سالهای 60 تا 67 می گذرد.در آن دوران من کودک بودم و به همین دلیل برای درک فضا و حوادث آن سالها مجبور شدم روزنامه های آن دوران را بخوانم و همینطور خاطرات سرداران جنگ را و کتاب های بسیار دیگر.
• این دغدغه نوشتن درباره جنگ به دلیل زندگی تان در کرمانشاه نبوده است؟ ** همینطور است. والدین من کرمانشاهی نیستند و پدرم که برای یک دوره شش ماهه به پالایشگاه کرمانشاه منتقل شده بود 23 سال در آنجا ماندگار شد. در این سالها شاهد خیلی وقایع بودیم که مهم ترین آن جنگ 8 ساله است و پدرم حاضر نبود به شهر دیگری منتقل شود و این نوع زندگی باعث شد جنگ را از نزدیک ببینم.
• تا چه اندازه حاضر به حذف بخشی از اثرتان هستید؟ آیا خودتان را در زمان نوشتن سانسور می کنید؟ ** وقت نوشتن هیچ سانسوری نمی کنم، شاید برای همین ترجیح می دهم رمان جدیدم را فعلا چاپ نکنم اما می خواستم کتاب اولم چون اثر اول بود چاپ شود و به همین دلیل مجبور به تن دادن به ممیزی شدم ولی امیدوارم مجموعه داستان جدیدم بدون ممیزی چاپ شود.
• تجربه چاپ اولین کتابتان چطور بود؟ همکاران دندانپزشک چه واکنشی نشان دادند؟ ** خیلی لذت بخش بود. خیلی از دوستان دندانپزشکم هنوز کتاب را نخوانده اند اما چند نفری هم درباره آن نقد نوشتند، کاندیدا شدن کتاب اولم برایم کمی غیر منتظره بود و خوشبختانه این کتاب با استقبال مواجه شد.
• از نقدهایی که بر کتابتان نوشته شد دلخور نشدید؟ ** به نظر من منتقد یک خواننده است البته فرهیخته تر.حتی اگر کسی بگوید کتاب را نپسندیده او یک خواننده است و حق دارد چنین نظری داشته باشد.تا امروز که منتقدان نقدهای منفی ننوشته اند، شاید اگر بنویسند بداخلاق شوم.
• دندانپزشکان چه نظری داشتند؟ ** برخی دوستان نزدیک ایرادهایی گرفتند که درست هم بود ولی در کل دندانپزشکان زیاد کتاب نمی خوانند. |