|
دکتر حسین مرتضوی، رییس هیات مدیره انجمن جراحان دهان، فک و صورت ایران پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تهران در سال 56 برای گرفتن تخصص راهی آمریکا شد و در اواخر سال 58 توانست گواهینامه انترنی را از دانشگاه فلوریدا و گواهینامه بورد تخصصی را از دانشگاه ایالتی آلاباما اخذ کند. او کسی است که به تنهایی بخش جراحی دهان، فک و صورت را در دانشگاه شهید بهشتی تهران راه اندازی کرد که تاکنون 80 فارغ التحصیل داشته است.
با شروع جنگ 8 ساله ایران و عراق، دکتر مرتضوی در بیمارستان های دولتی و خصوصی به جراحی مصدومان پرداخت و جراحی و درمان چهار هزار مصدوم جنگ او را مفتخر به کسب رتبه نخست جراحی فک و صورت مجروحان جنگی در جهان کرد. پیش از او یک جراح توانسته بود در جنگ جهانی دوم سه هزار مصدوم را تحت عمل جراحی قراردهد. بیمارستان های طالقانی ، ارتش، خانواده، شرکت نفت ، بانک ملی، ساسان و آریا از جمله بیمارستان هایی بودند که او حتی روزهای جمعه در آنها عمل جراحی داشت.
در فاصله سال های 68 تا 76 دکتر مرتضوی از دانشگاه شهید بهشتی کناره گرفت و در زمان دکتر طباطبایی، دوباره به این دانشگاه بازگشت و تا امروز که در آستانه بازنشستگی است از هیچ کوششی برای ارتقای سطح آموزش جراحی دهان، فک و صورت در بیمارستان و دانشگاه فروگذار نکرده است.
او تاکنون در 12 امتحان بورد تخصصی شرکت کرده و همچنین دبیر سه دوره از بورد تخصصی بوده است. دکتر مرتضوی از جمله موسسان شش برنامه تخصصی جراحی است و از چهار سال پیش ریاست هیأت مدیره انجمن جراحان فک وصورت ایران را به عهده دارد. گفتگو با این استاد جراحی دهان ، فک و صورت را می خوانید:
• چطور شد که پس از بازگشت به کشور در دانشگاه شهید بهشتی مشغول به کار شدید؟ ** 9 ماه از انقلاب گذشته بود که به ایران بازگشتم. وقتی آمدم 9 دعوتنامه از دانشگاه های مختلف در دست داشتم و با این که بورس من مربوط به دانشگاه تهران بود به دلیل نیازی که دانشگاه شهید بهشتی داشت من آنجا را انتخاب کردم و خوشبختانه دانشگاه تهران هم مخالفتی نکرد.
• بخش جراحی فک و صورت این دانشگاه چگونه راه اندازی شد؟ ** در ابتدا به تنهایی بخش جراحی فک و صورت دانشگاه را در بیمارستان طالقانی راه اندازی کردم، یک سال و نیم هم آن را اداره کردم یعنی هم در درمانگاه بودم ، هم اتاق عمل و هم بخش. این اولین بخش جراحی فک و صورت در دانشگاه های ایران بود، آن زمان دانشگاه تهران تنها این رشته تخصصی را داشت ولی بخش آن را نداشت. یک تخت از اینجا و یکی از آنجا ، بالاخره همه چیز جور شد و بخش کار خود را آغاز کرد و بعد همکاران دیگر مثل دکتر یغمایی به ما پیوستند.
• ولی در آن زمان دکتر قاسم رحیمی گویا بخشی را در دانشگاه مشهد راه اندازی کرده بود. ** ایشان اقدام به تأسیس بخش در دانشگاه مشهد کردند اما رزیدنتی پروگرام نداشت، آنچه انجام شد یک حرکت خود جوش بود و در واقع دکتر رحیمی و برادرش تلاش های زیادی در این بخش داشتند که بیشتر جنبه آموزش داشت، اما در دانشگاه شهید بهشتی اول برنامه آموزش تدوین و اجرا شد و بعد ترمینولوژی آن از طریق وزارت آموزش عالی انجام شد . در آن زمان من مشاور وزیر بودم و دستم باز بود و این کار انجام شد . این بخش به شکل مدون و مطابق با مدل روز دنیا راه اندازی شد.
• چه شد که مدتی از دانشگاه کناره گرفتید؟ ** علت ترک دانشگاه همان عشقی بود که با آن به دانشگاه آمده بودم . با عشق و تلاش همه وقت مشغول راه اندازی بخش بودم که در نهایت منجر شد به حضور تعدادی رزیدنت . ما انتظار داشتیم که براساس برنامه بهترین رزیدنت ها را انتخاب کنیم و تنها در صورتی که این بهترین ها ، بهترین عملکرد را داشتند فارغ التحصیل شوند اما این خواسته عملی نشد و دو سه نفر به افرادی که قبول شده بودند افزوده شدند، البته این هم مسأله ای نبود ما حاضر بودیم برای شروع برنامه خارج از لیست، کسانی هم بیایند. این افراد بی سابقه هم نبودند و ما فکر کردیم از تجاربشان ( هر چند به شکل غیر مدون بود) استفاده کنیم ولی در پایان کار مواجه شدیم با این مسأله که اصرار می شد تا یکی دو نفری که کارنامه درخشانی نداشتند فارغ التحصیل شوند . در نتیجه اختلاف نظر بین من و دانشگاه پیش آمد. دانشگاه اصرار داشت که آنان ارتقا پیدا کرده و فارغ التحصیل شوند، من هم فکر می کردم رسالت من این نیست که کسانی را فارغ التحصیل کنم که از طریق روابط آمده اند. به هر حال به این علت و این که یکی از کسانی که قرار بود به تیم دو نفره ما اضافه شود ، به دلایل مختلف پذیرفته نشد ما بیشتر دلسرد شدیم و در نتیجه من دانشگاه را ترک کردم. استعفای من را هم نپذیرفتند و ترک خدمت شدم. دکتر طباطبایی مکرر تماس گرفتند و مرا مأمور به خدمت کردند در بیمارستان 15 خرداد که آنجا هم جای دلخواه من نبود و به هر حال پس از یک فاصله زمانی به بخش خودم برگشتم و از آن زمان تاکنون مسؤول این دپارتمان بوده ام.
• الان چه تعداد نیرو در این بخش دارید؟ ** الان ، 10 نفر عضو هیأت علمی داریم. درمانگاه مجهز با 24 تخت که با توجه به قدمتش شناخته شده است. هر روز دو اتاق عمل داریم و نظام آموزشی آن هم بسیار سخت و جدی است.
• چه رابطه ای با بخشی که در دانشکده هست دارید؟ ** بخش جراحی فک و صورت دانشکده دندانپزشکی برای آموزش دانشجویان دندانپزشکی است. ارتباط ما با آنجا به دو شکل است. من صرفا در بیمارستان هستم، 9 نفر همکار من در بیمارستان طالقانی، درمانگاه، بخش و دانشگاه دندانپزشکی نیمی از وقتشان را به آموزش اختصاص می دهند. گاهی از من هم دعوت می کنند . علاوه بر این دانشجویان دندانپزشکی به عنوان آموزش اولیه در اتاق عمل به مدت کوتاه یک هفته به بخش می آیند که برنامه مدون سازمان یافته ای ندارند البته اخیرا من برنامه کاملی برایش نوشته ام که واحد بگیرند که این در واقع طرح انترنی دانشجوی دندانپزشکی در بیمارستان است. آموزش تنها این نیست که دانشجو اتاق عمل را ببیند، تزریقات ، CPR و کارکردن در اورژانس هم در این طرح دیده شده است تا وقتی در یک حادثه اورژانس دندانپزشک حضور داشت، به عنوان کسی که نام پزشک در اسمش هست بتواند خدماتی را به بیماران بدهد نه این که دست روی دست بگذارد و بگوید من تزریق و گرفتن فشار و کمک های اولیه را نمی دانم. پروتکلی نوشته ام و به رئیس دانشکده ارائه داده ام که قرار است روی این برنامه کار شود ، تلاش کردیم در وزارتخانه هم در این سطح قدمی برداشته شود.
• حتی در تصادف که در مطب دندانپزشکی هم ممکن است ضمن جراحی بیمار دچار مشکلاتی شود که نیاز به کمک های اورژانسی باشد و متأسفانه برخی از این آموزش ها بی بهره بوده اند و نمی توانند به بیمار کمک کنند. برای نگهداری بیمارانی که دچار مشکل های قلبی مثل بیماری قلب ، ریه و.... هستند باید آموزش هایی به دندانپزشکان داده شود. آیا در کنگره جراحی فک وصورت به این موضوع پرداخته اید؟ ** به نکته خوبی اشاره کردید. این نه تنها در کنگره جراحی دهان، فک و صورت که باید در همه کنگره ها آموزش داده شود. آموزش های ما نقص هایی دارد. برجسته ترین دانشجویان با فشار مؤسسات تجاری – آموزشی پوستشان کنده می شود تا وارد دانشگاه شوند. شاگردهای برتر با رتبه دو رقمی به دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران و رشته دندانپزشکی می آیند. اما قبل از ورود ذهن این افراد انباشته شده از اطلاعاتی که تا آخر عمر به آن نیاز نخواهند داشت، مثل عربی و خیلی دروس دیگر. یک مغز جوان خسته وارد دانشگاه می شود. هنوز هم کسی نیامده ارزیابی کند که بر این جوان چه گذشته است و پیامدش در دانشکده دندانپزشکی چیست و وقتی فارغ التحصیل می شود چیست؟ من دانشگاه را خوب می شناسم چون دو برابر همکارانم دانشجو بوده ام بالاخره در دانشکده برای رزیدنتی بیش از دو برابر درس خواندم . در تجربه دانشجویی من بهترین فرد شاگرد ا ولی که تئوری می خواند نیست.
• آموزش در خود دانشکده ها هم چندان مطلوب نیست. ** بله بدترین آموزش هم آموزش های قالبی است. برای این که دو دندان هیچ وقت شبیه هم نیستند و مثل هم پر نمی شوند. دو ضایعه دهان هیچ گاه یک شکل نیست دو انسان هم مثل هم نیستند پس برای بیماری متفاوت درمان های متفاوت وجود دارد اما ما در یک قالب مکتوب دانشجو را وادار می کنیم یک نمونه درمان را بیاموزد و پس از فارغ التحصیلی می شود همان مهندسی که فنی خوانده اما نمی تواند ساختمانی بسازد و فقط در قالب تئوری همه چیز را می داند اما بنا بر اساس دستور او خانه را می سازد. در پزشکی خودمان هم باید تئوری بدانیم و هم بسازیم این که چطور دانسته ها را در عمل اجرا کنیم بسیار مهم است. به همین دلیل ما تصمیم گرفته ایم در کنگره انجمن جراحان فک وصورت از جراحی زنده برای توضیح مطالب علمی استفاده کنیم. این کار حتی با پخش فیلم جراحی متفاوت است و موثرتر است، جای این بخش عملی در دانشکده ها خالی است.
• خیلی از برنامه هایی که انجمن ها در قالب همایش و کنگره برگزار می کنند می تواند این خلا را در آموزش دانشکده ها پر کند و دندانپزشک جوان را با دستاوردهای جدید آشنا کند. نظر شما چیست؟ ** با این شکل آموزشی که دانشکده ها دارند فرد آبدیده نمی شود مگر این که بیاید در همین کنگره ها و ضعف ها را جبران کند. چون در کنگره هاست که چالش ها و کشمکش های علمی مطرح می شود. وقتی دو غول علمی به جان هم می افتند، بیشترین استفاده را کسی می برد که ناظر این مناظره است. کنگره ها موثرند به شرط این که درست برگزار شوند و به این شکل کنونی نباشد که بیشتر باعث کنگره زدگی شود. من دو سال پیش سخنران یک کنگره بودم روز دوم کنگره در سالن هزار نفره 23 نشسته بودند و رئیس کنگره هم نبود. می شود کنگره ها را مثل برخی کنگره ها پربار برگزار کرد . در سال ۱۳۵۴ رشته جراحی فک و صورت انجمن پیدا کرد و بیش از 30 سال است که انجمن دهان فک و صورت شکل گرفته در این زمان تنها چند کنگره برگزار کرده است. در کنگره سوم حداکثر 20 شرکت کننده و در کنگره چهارم در نهایت 1200 نفر بودند. ما به درایت فهمیدم که راهی نداریم جز این که با دندانپزشکان عمومی آشتی باشیم و این کج راهه تفاخر به تخصص را کنار بگذاریم. این مصیبت بزرگی است که بین تخصص و دندانپزشک عمومی دیوار کشیده شده است در حالی که بار درمان را آنها به عهده دارند و جمعیت شان هم 10 برابر متخصصان است اگر به دندانپزشکان عمومی کمک کنیم بدکار نمی کنند. بگذارید یک مثال بزنم من در بیمارستان شرکت نفت بیماری داشتم با آنژین لودویک یک آدم 60 ساله دیابتی ، یک دندانپزشک عمومی در اهواز جراحی برایش انجام داده بود و با برش های بسیار خوب جان این آدم را خریده بود، مریض را هم برده بود تا پای هواپیما که به تهران اعزام شود گفته بود خطر از سرت گذشت اما باید پیگیری کنی و نامه داده بود به بیمارستان نفت. خوب هدف از آموزش دندانپزشکی این است نه آن که دندان شیری را متخصص می فرستد که جراح درآورد. این دیوارکشی است و کژراهی که گرفتارش هستیم. ما در انجمن سعی کردیم در ششمین کنگره ای که پیش رو داریم دندانپزشکان عمومی را هم در نظر بگیریم و یکی از جذابیت های این کنگره همین است. انجمن ملی ایمپلنتولوژی و آموزش ایمپلنت آلمان که هزاران عضو دارد و در حال آموزش در سراسر دنیاست را به کنگره دعوت کردیم و همچنین با یک انجمن دندانپزشکی اروپایی که در فرانسه است ارتباط گرفتیم به همین ترتیب بخشی از سخنرانان ما را آنها می آورند. در کنگره قبلی 40 سخنران خارجی و 100 شرکت کننده خارجی داشتیم . در کنگره های حوزه پزشکی کشور بی سابقه بود که 100 شرکت کننده خارجی برای شرکت در کنگره ای پول بدهند و بیایند. ما از گروه پزشکی هم غافل نشده ایم انجمن پزشکی خواب ایران یک روز در کنگره امسال برنامه دارد و اختلال خواب را بررسی می کند که مرتبط با رشته ما هست و ارتباط با دندانپزشکی پروتز و عمومی دارد.
• سطح جراحی دهان ، فک و صورت ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته چگونه است؟ ** در جراحی دهان، فک و صورت ما از دنیا کم نداریم مگر در بخش تحقیق. دیگر این که دروغگویی تا حدودی در جامعه ما رواج یافته است. گاهی برخی در مقوله های علمی اغراق می کنند مثل انتشار خبر ساخت داروی ضد سرطان که حتی بارها از سوی برخی مسولان هم عنوان شد. این دروغ پردازی عیب بزرگی است.
• آیا شما در تدوین پروتکل بازنگری آموزش های دندانپزشکی که از سوی وزیر عنوان شده ، نقشی دارید؟ به نظر شما چه بخشی از آموزش ها نیازمند اصلاح است. ** من دبیر راهبردی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی هستم که یکی از کارهایش نوشتن پروتکل هاست. قرار بر این است که موارد تکراری در آموزش ها حذف شود، یعنی لزومی ندارد ضایعات پاتولوژیک را از آغاز تا انتها عنوان کنیم . بخش مرتبط با جراحی را جراح می گوید اما بخش پاتولوژی را اورال پاتولوژی ارائه می کند . مثلا در بخش رادیولوژی ما الان در خلال درس رادیولوژی به imaging که می رسیم دوباره شروع می کنیم دروس را به شکل تکراری ارائه می دهیم. قرار است همپوشانی های رشته های مختلف دندانپزشکی حذف شود تا دوره هم کوتاه تر شود یا در عوض موارد مورد نیاز مثل تزریقات و ایمپلنت را به آن بیفزاییم. الان در کشورهای پیشرفته ایمپلنت به عنوان واحد آموزش در نظر گرفته شده است.
• در مورد تعداد دانشکده ها و میزان فارغ التحصیل و نسبت آن با نیاز جامعه چه نظری دارید؟ ** تعداد دانشکده های دندانپزشکی 18 تا است و البته الان اعلام کرده اند که میزان پذیزش را کاهش داده اند اما باز می شنویم که دانشکده هایی تأسیس می شود. من 20 سال پیش هلند بودم در آنجا بخشی از دانشکده ها را تعطیل کرده بودند. و بخشی از دانشگاه هایی که فعال بود هم دانشجویان خارجی داشتند. 6 ماه پیش در دانشگاهی در نیومکزیکوی آمریکا بودم چهره موبور بسیار کم دیدم. بیشتر از آفریقا، چین و کره دانشجو گرفته اند. در حقیقت سال هاست که کشور ما اشباع شده است و جوانان زیادی بیکار شده یا به گژ راه بیزینس افتاده اند. الان فارغ التحصیل زیاد داریم ولی همچنان در فکر تأسیس دانشگاه هستند.
• فکر می کنید انجمن در بخش ارتباط با مردم چه کارهایی می تواند انجام دهد؟ ** یادم است پیش از انقلاب در جامعه دندانپزشکی ایران بروشورهای زیادی چاپ می شد و در اختیار دندانپزشکان قرار می گرفت تا در مطبشان بگذارند و از این راه به مردم آموزش دهند. تقریبا هیچ مطبی در آمریکا نمی بینید که در آن ده ها مورد بروشور آموزشی نباشد. متأسفانه صدا و سیما هم دولتی است و در راه آموزش مسایل مربوط به سلامت زیاد فعال نیست. راه دیگر ارتباط از طریق مطبوعات است. ما جسته و گریخته می بینیم که مطلبی کار می شود اما برنامه ای نداریم تا این حرکت ها را هدایت و تقویت کنیم. اما از همه مهمتر آموزش های عمومی است. امیدوارم میزان روابط عمومی انجمن بیش از پیش افزایش یابد تا انجمن همچنان پل بین دندانپزشکان و مردم باشد.
• سطح جراحی دهان، فک وصورت ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته چگونه است؟ ** در جراحی فک وصورت ما از دنیا کم نداریم مگر در بخش تحقیق و دیگر این که دروغگویی تا حدودی در جامعه ما رواج یافته است. گاهی برخی در مقوله های علمی اغراق می کنند مثل انتشار خبر ساخت داروی ضد سرطان که بارها از سوی حتی برخی مسولان هم عنوان شد. این دروغ پردازی عیب بزرگی است.
• آیا شما در تدوین پروتکل بازنگری آموزش های دندانپزشکی که از سوی وزیر عنوان شده، نقش داردید؟ به نظر شما چه بخشی از آموزش ها نیازمند اصلاح است. ** من دبیر راهبردی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی هستم که یکی از کارهایش نوشتن پروتکل هاست. قرار بر این است که موارد تکراری در آموزش ها حذف شود، یعنی لزومی ندارد ضایعات پاتولوژیک را آغاز تا انتها عنوان کنیم. بخش مرتبط با جراحی را جراح می گوید اما بخش پاتولوژی را اورال پاتولوژی ارائه می کند. مثلا در بخش رادیولوژی مثلا ما الان در خلال درس رادیولوژی به imaging که می رسیم دوباره شروع می کنیم دروس را به شکل تکراری ارائه می دهیم. قرار است همپوشانی های رشته های مختلف دندانپزشکی حذف شود تا دوره هم کوتاه تر شود یا در عوض مواردی مورد نیاز مثل تزریقات و ایمپلنت را به آن بیفزائیم. الان در کشورهای پیشرفته ایمپلنت به عنوان واحد آموزش در نظر گرفته شده است. البته انجمن ایمپلنتولوژی هم در حال شکل گیری است.
• در مورد تعداد دانشکده ها و میزان فارغ التحصیل و نسبت آن با نیاز جامعه چه نظری دارید؟ ** تعداد دانشکده های دندانپزشکی 18 تا است و البته الان اعلام کرده اند که میزان پذیزش را کاهش داده اند اما باز می شنویم که دانشکده هایی تأسیس می شود. من 20 سال پیش هلند بودم در آنجا بخشی از دانشکده ها را تعطیل کرده بودند. و بخشی از دانشگاههایی که فعال بودهم دانشجویان خارجی بودند. 6 ماه پیش دانشگاهی در آمریکا بودم در نیومکزیکو که بخش فقی آمریکاست، چهره موبور بسیار کم و بیشتر از آفریقا، چین و کره دانشجو گرفته است. در حقیقت سال هاست که کشور ما اشباع شده است و جوانان زیادی بیکار شده یا به گژراه بیزینس افتاده اند. الان فارغ التحصیل زیاد داریم ولی همچنان در فکر تأسیس دانشگاه هستند.
• آیا تربیت دندانپزشک نباید مطابق با نیاز جذب باشد جمعیت دندانپزشک برای 40 درصد جمعیت زیر خط فقر نیست بلکه افراد توانمند از خدمات استفاده می کنند اما متأسفانه در جامعه ما به این مسأله توجهی نمی شود. ** بله همینطور است. در گذشته ایمپلنت بسیار گران بوده نسبت به دیگر خدمات. اما در واقع ایمپلنت برای اقشار پردرآمد بوده و دیگران از سایر خدمات استفاده می کردند.
• فکر می کنید انجمن در بخش ارتباط با مردم چه کارهایی می تواند انجام دهد؟ ** یادم است در جامعه دندانپزشکی ایران پیش از انقلاب بروشورهای زیادی چاپ می شد و در اختیار دندانپزشکان قرار می گرفت تا در مطبشان بگذارند و از این راه به مردم آموزش دهند. تقریبا هیچ مطبی در آمریکا نمی بینید که د ر آن ده ها مورد بروشور آموزش نباشد.
دندانپزشکی در بخش فرهنگی و ارتباط با مردم ارتباط ندارد. متأسفانه صدا و سیما هم دولتی است و به خوبی و در راه آموزش مسایل مربوط به سلامت زیاد فعال نیست. راه دیگرارتباط از طریق مطبوعات است. ما جسته و گریخته می بینیم که مطلبی کار می شود اما برنامه ای نداریم تا این حرکت ها را هدایت و تقویت کنیم. اما از همه مهمتر آموزش های عمومی است. خلا یک روابط عمومی فعال در انجمن احساس می شود که پل بین انجمن و مردم باشد باید نیرویی که متخصص این حوزه باشد به کار گرفته شود و به او حقوق بدهیم تا تمام وقت در اختیار انجمن باشد. |